در اینکه زنان همواره مورد ظلم قرار گرفته اند شکی نیست.تاریخ چهره زنان را بسیار حیوونکی نشان میدهد . در بسیاری موارد ، این موجودات ظریف کمی بیشتر از گربه ای که توسط چند پسر بچه دنبال میشود؛ آخی ،نازی، الهی بمیرم و...!دیده میشوند. . با توجه به حساسیت بالای موضوع سعی بر چپاندن گوشه ای از تاریخ کردیم که:
نگاهی جدی گونه به طرز رفتار ملل در طول تاریخ ، با زن
پیش از عبور انسان از دروازه تمدن زن دارای هیچگونه ارزش و حقوقی اعم از حقوق انسانی ، سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی نبود . اقوام و ملتها، حتی ادیان و مذاهب به دیده ی حقارت و پستی به زن نگاه میکردند.چناچه حقی از او پایمال میشد قدرت بازستادن حق خویش را نداشت. زن در میان ملتها و اقوام آن عصر ، حتی ملل متمدن و پیشرفته آن روز هم ارزش چندانی نداشت. در یونان او راموجودی پلید دانسته وی را مانند چهار پایان و حیوانات به فروش میگذاشتند و تنها از او برای تولید مثل استفاده میکردند. هرگاه زنی نازا یا ناقص زا بود او را میکشتند و برعکس زنانی که فرزندان قوی بنیه میزائیدند محترم داشته و او را از همسرش برای تولید مثل به عاریه میگرفتند.رفتار رومیان نیز بهتر از یونانیان نبود.آنها نیز زن را مظهر صفات شیطانی دانسته و سخت تحقیر میکردند. رومیان، چه مرد و چه زن حق داشتند هر کدام چندین زن یا شوهر داشته باشند
در آفریقا نیز وضع چندان جالب نبود,کشور متمدن و باستانی فراعنه رفتاری بد تر از جنوب اروپا داشتند. در تاریخ آمده که در مصر هر گاه آب رود نیل نقصان پیدا میکرد دختری را زینت کرده و به امواج نیل می سپردند و معتقد بودند که با این قربانی آب رود زیاد خواهد شد.در بعضی از جزایر آفریقا زنان را مانند گله ی حیوانات به معرض فروش میگذاشتند و در برخی مواقع از آنها به جای گاو برای شخم زمین استفاده میکردند. در آفریقا اهمیت یک تخم مرغ از یک زن بیشتر بود.اگر دختری تخم مرغی را از روی سهو به زمین انداخته و میشکست او را میکشتند.آفریقایی ها در آن دوران به راحتی زنان را میکشتند و حتی از آنان برای تغذیه نیز استفاده میکردند. انها در مجالس و مهمانی های خود بیشتر از کباب گوشت دختران استفاده میکردند و از آن گوشت به یکدیگر تعارف میکردند زیرا یکی ار غذاهای لذیذ محسوب میشد.سر ساموئل بیکر سیاح معروف انگلیسی نقل میکند که در مهمانی شرکت .کرده که طعام آن از گوشت زنان و دختران سیاه پوست آفریقا تهیه شده بوده!
مقام زن در هند هم دسته کمی از سایر کشور ها نداشت.در هند زن کنیز مرد به حساب می آمد و در قمار باخته میشد.بعد از مرگ شوهر اگر خودسوزی نمیکرد باید در همان خانه کنیزی میکرد.حتی در قانون قدیم هند آمده که قضا و قدر حتمی ، طوفان ، جهنم ، زهر افعی ، مار کشنده ، آتش سوزنده و...هیچ کدام بدتر از زن نیست
در کشور چین زن را پست تر از حیوانات میدانستند؛عده ای از آنها پاهای دختر را از سنین کودکی در کفشهای فلزی قرار میدادند و عقیده داشتند که دختر زودتر به خانه شوهر خواهد رفت.کنفسیوس فیلسوفی که پنج قرن قبل از میلاد می زیسته است گفته:مرد حاکم زن بوده و اراده او برتر از اراده زن است و بعد از مرگ شوهر اختیار او به دست اولاد و اگر اولاد نبود به دست خویشان شوهر است.
در استرالیا نیز وضع چنین بود و به معاملات چهار پایان توجه بیشتری میشد تا به معامله روی زنان و دختران.استرالیایی ها زنان و دختران را به راحتی می کشتند و از خون انها تغذیه می کردند
در ایران نیز زنان از بسیاری از حقوق اجتماعی محروم بودند و در بعضی مواقع با محارم خود ازدواج میکردند. از جمله بهرام چوبین که خواهر خود را به زنی گرفت، یزد گرد دوم دختر خود را به زنی گرفته بود و یا کوروش پادشاه هخامنش خاله خود را به زنی داشت(همزمان با پادشاهی تومروس پادشاه زن آذربایجان).در ایران آن دوران داشتن زنان استقراضی معمول بود.
مقام زن در میان ادیان صاحب کتاب آنروز هم چندان تعریفی نداشت؛تنها به یک نمونه دعای قوم یهود اشاره میکنیم که میگوید:تبارک الله خالق و سلطان عالم که مرا زن نیافریدی.در کتاب یهود آمده که شهادت و سوگند زن مورد قبول نیست و زن را تلخ تر از مرگ دانسته و مرد صالح و شایسته را مردی میداند که زن نداشته باشد!
درعصر جاهلیت ،اعراب نیز برای زن ارزشی قائل نبودند و او را در ردیف حیوانات می دانستند و آنها با شتر عوض میکردند.زن در عصر جاهلیت از ارث محروم بود. زنان اعراب در موقع وضع حمل به بیابان می رفتند ،گودالی حفر کرده سر آن می نشستند ؛ اگر نوزاد پسر بود آن را با هلهله به خانه میبردند؛در صورتی که دختر بود در همان چاله زنده به گور می کردند.!
به غیر از پست شمردن زنان و دختران در آن دوران ، دختر کشی در بین اعراب به دو دلیل رایج بود ؛یکی در اثر فقر و دیگری چون قبایل عرب همیشه با هم در جنگ و دعوا بودند در موقع پیروزی دختر ها را به یغما میبردند و تجاوز میکردند پس اعراب دختر ها را زنده به گور میکردند تا به دست دشمن اسیر نشوند.از جمله قیس بن عاصم یکی از اشراف عرب در یکی از اختلافات قومی دوازده تن از دختران خود را زنده به گور میکند از همین قیس نقل میشود که سیزدهمین دختر وی که مادرش او را به بیرون از قبیله فرستاده بوده بعد از مدتی بازمیکردد که پدرش چون او را میشناسد به ناله و تطمیع زن خود توجهی نکرده و او را هم زنده گور میکند.سالها بعد که قیس پیر و فرتوت شده و اسلام اورده بود ماجرا را برای پیامبر نقل میکند
که پیامبر بسیار محزون میشود و از قیس میخواهد که سیزده کنیز از کنیزان خود را آزاد کند. بعد از ظهور اسلام وضعیت زنان در شبه جزیره دگر گون میشود .اسلام در بین مرد و زن تفاوتی قائل نمیشود و به زن اجازه کسب علم و دانش را میدهد.
در کتب مسیحیت آمده:زیرا که مرد از زن نیست بلکه زن از مرد است!مرد به جهت زن آفریده نشده بلکه زن برای مرد آفریده شده. زن را اجازت نمیدهیم که تعلیم دهد یا بر شوهر خود مسلط شود بلکه در سکوت بماند.آدم فریب نخورد بلکه زن فریب بخورد و در تقصیر گرفتار شود!
حالا بعد ازخوندن این نوشته ها چند سوال پیش میاد که:(جدی نگیرید)
چرا مردها با کف گرگی از زنان استقبال میکردند ؟
آیا زنان در آن دوران هم سر مهریه چونه میزدن؟
قیمت هر سیخ کباب زن با دوغ در آن دوران چقدر بود؟
آیا علت انقراض۱۵ نوع ماهی زینتی رود نیل انداختن زنان به آب نیست؟
چرا با وجود راهی مناسب جهت شخم زمین ، کشاورزی مکانیزه شد؟
چرا اصل مهم حیات که در قانون هند نیز آمده رو به فراموشی است؟
آیا خون های خورده شده توسط استرالیایی ها قبل از خوردن آزمایش میشد؟
با وجود این همه مرد که به زور شایسته شدن ،دلایل عدم تقدیر از مردان شایسته امروز چیست؟
چه راهی برای مد شدن دوباره کفشهای فلزی چین باستان وجود دارد؟
آیا رفتار مردان ناشی از عدم وجود یک مربی کنگفو برای آموزش زنان نیست؟
چنین رفتار هایی خاص یک منطقه خاص نیست و تقریبا تمام مردم جهان با زن چنین برخوردی داشتن ؛آیا زن و مرد نمیتونن با هم سازگار بشن؟
برای اینکه زیاد ذهن شما رو درگیر نکنم سوال آخر رو با یک داستان جواب میدم.
مینویسند در سالهای خیلی دور مردی برای دیدن پیر و مراد خود با زحمت و مشقت فراوان خود را به شهری رسانید که پیر در ان ساکن بود .پس در خانه پیر رفت و در حالی که جانش لبریز از شوق و شور دیدار ،پس از تحمل آن همه نا ملابمات و سختی ها بود دق الباب کرد تا پیر را زیارت کند.
عجوزه ای پیر و فرتوت در را به روی مرید باز کرد و گفت چه میگویی ؟
مرید شمه ای از سختی های راه را برای زن که عیال پیر بود نقل کرد و اظهار داشت که آمده ام پیر و مرشدم را ببینم.زن عصبانی شد و گفت چه نادانی که اینهمه راه آمدی تا این پیر خرفت را ببینی؟مرید دست از طلب برنمیداشت و زن همچنان در درگاه ایستاده بود و می گفت از این زندیق چه میخواهی؟مرید طلب پیر میکرد و زن فرتوت به بدگویی میپرداخت.سر انجام زن راضی شد و گفت که پیرت به بیابان رفته تا هیزم بیاورد.مرید به طلب مراد به صحرا رفت و از دور پیر را در حالی که پشته هیزم بر شیری نهاده و ماری را به عوض شلاق به دست دارد دید.
مرید نزدیک شد و ماجرای سفر خود و برخورد با آن زن کذایی را برای وی نقل کرد نزدیک شهر پیر ، شیر و مار را مرخص کرد .مرید گفت: اینهمه کرامات و مقامات معنوی را از چه طریق به دست آوردی؟ پیر کمی ساکت شد، آهی کشید و فرمود: از سازگاری با آن زن که گوشه ای از رفتارش را دیدی!

پ ن:سوالات درج شده در متن صرفا جهت خارج شدن بخار از کله جنس مخالف می باشد و فاقد ارزش قانونی است.
پ ن :برگرفته شده از کتابهای: نگاهی به زن ، زن و نگاه ،نگاه زن ،نگاه ها به زن ...(کلا هر کتابی که به زن نگاه کنه)
ادامه مطلب
لینک نوشته | نویسنده ناشناس ،ترجمه توسط کاوه در ساعت22:55

