تبليغاتX
نـــــصب آگـــهی پــیگرد قـــانونی دارد
نـــــصب آگـــهی پــیگرد قـــانونی دارد
پنجشنبه 30 آذر1385
انقراض نسل بشر به دست سبیل

 

فکرش از کجا اومد یادم نیست ولی خیلی دلم میخواست ببینم بقیه چجوری فکر میکنن.

امروز سه شنبه است و باید برم تمرین؛از بچه ها میخوام بپرسم که اگه دخترا سبیل داشتن چی میشد؟

رختکن ساکته و همه مشغول کار خودشونن ؛ظاهرا باید برای حرفم مقدمه چینی کنم .میگم: شنیدید زن هندی که چند سال قهرمان دو میدانی بوده تو آسیایی دوحه معلوم شده مرده!(عجب مقدمه چینیه  با ربطی بود)

 سکوت شکست و همه خندیدن،هر کس داره یه جور به قضیه نگاه میکنه و.....میگم اگه دخترا سبیل داشتن چی میشد؟

نوید از همه کوچیکتره و حرفم تموم نشده میگه خوب اون وقت نمیشد .........!میثاق میپره رو حرفش و میگه خوب میگفتیم سیبیل ها رو بتراشن و بعد ماچشون کنیم.بهبود مییگه فکر کنید بازار فروش ژیلت چی میشد!بقیه بچه ها دارن یکی یکی میان

فرشید بزرگتر از همه است. میگه خوب اون وقت زنها رو با سبیل هاشون دوست داشتیم،یعنی مجبوریم!مهندس میرزایی میگه اونوقت زنها جذابییتی نداشتن همین،اتفاق خاصی نمیفتاد.

سهراب میگه خوب اونوقت میشدن مرد.میپرسم مگه مردی به سبیله ؟مرتضی میگه نه! چون فقط خودش سبیل داره واسه همین میگه!مسعود داره تازه میاد میگه:اگه دخترا سبیل داشتنن که بد بخت میشدیم ..میگم چرا؟میگه شب.....(سانسور شد)تیمور جغرافی خونده و میگه توی (یه جایی گفت که یادم نیست) رو صورت زنها هم مو در میاد،توحید خونشون از همه نزدیک تره ,واسه همین همیشه دیر میاد و رکورد دیر اومدن دست اونه.توحید میگه:خوب اونوقت دخترا میرفتن جلو دبستان های پسرونه و لات بازی در میاوردن.میثاق میخنده و میگه فکر کنید چه اسم هایی با حالی واسه خودشون میگذاشتن! بعد از تمرین تو راه خونه حسین و پویا رو میبینم

حسین باحال ترین جواب ها رو داره ولی حالش زیاد خوب نیست میگه :اگه دخترا سبیل داشتن که.....(خصوصی بود)پویا میگه:درکت میکنم فشار زیاد میاد بهت واسه همین زده به سرت،.میگه: ولی اگه دخترا سبیل داشتن هیچی نمیشد فقط به جای یه دختر ناز میگفتیم یه دختر سبیل کلفت!حسین میگه : دخترا هم موهاشون رو رنگ میکردن, هم سبیل هاشون رو!بهبود دوان دوان میرسه میگه آخرش چی شد؟میگم هیچی میخواستی چی بشه؟بهبود هم مکانیک خونده و میگه:از نظر علم مکانیک اگر دختری سبیل داشته باشه به احتمال قوی حتما سبیل داره و اگه نداشته باشه حتما قبلش داشته و اگر قبلش........!توی راه سری به کافی نت زدم.حامد میگه:هیچی نمیشد ، فعلا بیا این مقاله ها رو پیدا کنیم؛از بس.........!صابر میپره وسط حرف ویه چیز هایی میگه  تا ما کاملا به خالی بودن مخش ایمان بیاریم.سیامک نظر دیگه ای داره اون میگه:2 حالت داره  اگه یه دختر خوشگل سبیل در بیاره میگیم یه گربه ملوس و اگه یه........بیخیال ماجرا میرم خونه.افشین(برادردم) نشسته پشت سیستم؛فلسفه میگه یک عدد افشین پشت سیستم به غیر از مانیتور چیزی نمیبینه و معمولا هیچ صدایی نمیشنوه مگر زمانی که لازم باشه!میگم اگه دخترا سبیل داشتن چی میشد(چون میدونم تکرار بی فایدست تکرار نمیکنم) بعد از چند دقیقه میگه:اگه دخترا سبیل داشتن؟میگم آره.میگه:احتمالا سالوادور دالی هیچ وقت سبیل هاش رو اونجوری نمیکرد! لوگو ها رو طراحی کردی؟

 

ولی کلا:

اگه دخترا سبیل داشتن احتمالا حیوان مورد علاقه شون میشد کروکدیل یا تمساح آفریقایی

اگه دخترا سبیل داشتن آمار جنایت میرقت بالا یعنی به جای دمپایی دست به چاقوشون بهتر میشد

اگه دخترا سبیل داشتن به احتمال زیاد اسم هاشون هم تغییر میکرد. مریم فری،پونه ترقه،سوسی خمپاره(همون سوسن),زهره گودزیلا،پریسا پنبه(احتمالا این از اون دخترای سوسوله که هیچ رقمه سبیلش رو دوست نداره)

اگه دخترا سبیل داشتن اونوقت واسه زیبایی اونها رو رنگ میکردن (فکر کنید سبیل زرد یا سبیل به رنگ  سبز روشن مایل به آبی تیره چه باحال میشد)البته رنگهاش بسته به مد روز فرق میکنه

اگه دخترا سبیل داشتن واسه رو کم کنی هر روز یه مدل به سبیل هاشون میدادن(مدل موکافی نبود حالا مدل سبیل هم اضافه شد)

اگه دخترا سبیل داشتن متلک های پسر ها کاملا عوض میشد.سبیلت و گاز گاز،سبیلت رو......(واسه اینکه بد آموزی نداشته باشه ادامه نمیدم)

اگه دخترا سبیل داشتن نحوه آشنایی عوض میشد.مثلا مرد و زن همدیگرو تو اجلاس مبارزه با بیماری های سبیل یا کنفرانس سبیل و نحوه نگهداری از آن میدیدن.

اگه دخترا سبیل داشتن تو چت وقتی دختر و پسر از همدیگه Asl  میخواستن دختره فرم سبیلش و هم میگفت و.پسره هم  به عنوان هدیه آدرس جدیدترین مدل سبیل ها رو بهش میداد.

اگه دخترا سبیل داشتن .............!چی؟اصلا فکر اینکه دختر ها سبیل هاشون رو بزنن رو از مختون بیرون کنید .چرا؟ چون یه دختر همیشه میخواد یه چیزی به داشته هاش اضافه بشه نه اینکه اونها رو از بین ببره!(چی گفتم من!)

اگه دخترا سبیل داشتن مطمئنا جذابیت خودشون رو از دست میدادن اینجوری خیلی اتفاق ها نمیافتاد.خیلی از جنگ ها ، (نمونش همین جنگ تروا )خیلی ازکشت و کشتار ها و........شاید اینجوری در خیلی از مجله ها تخته میشد(داستان های عاشقانه!)شاید هیچ کس وبلاگ عاشقانه باز نمیکرد ..!(از نظر یک دختر سبیل دار عشق یعنی مرام ،عشق یعنی رانندگی تو کویر، عشق یعنی...بقیه چیز ها سوسول بازیه).....اصلا اگه دخترا سبیل داشتن شاید نسل بشر منقرض میشد(و ای کاش دختر ها سبیل داشتن)

 میدونید چیه کلا اگه دختر ها سبیل داشتن خیلی اتفاق ها می افتاد که ......بی خیال! فعلا که ندارن.


پ ن :داستان موند برای یه روز دیگه که دقیقا نمیدونم چه روزی!

پ ن:2ضربدر2 نمیشه 4!چون اولا یک با یک برابر نیست یعنی برابره یه جورایی بعضی یک ها یه زره بیشتراز یک هستن و بضی ها نصف یک هم نیستن. حالا 2 توش دو تا 1 هست که معلوم نیست یک هاش چجوریه و از چه نوعیه!حالا باز هم بگید دو دوتا میشه چهار تا!(گزارش میشه که پس از اثبات تاریخیه من قیمت ماشین حساب ها اومد پایین)


ادامه مطلب

لینک نوشته | نویسنده ناشناس ،ترجمه توسط کاوه در ساعت12:0
پنجشنبه 16 آذر1385
چرا عاقل کند کاری که باز آید به کنعان غم مخور !

سلام علیکم
احتراما به استحضار میرساند که بنا به درخواست های متعدد، و با علم بر حساس بودن جایگاه  نصب آگهی در جلسه ای که  پشت دربهای بسته  جلوی آینه با خودم داشتم تصمیم بر این گرفته شد که دنیای مجازی را بیش از این یه لنگ به هوا نگه نداشته بشریت را از فرمایشات خود روشنایی ببخشیم(به قولی فعل نگاشتن رو مرتکب بشم)
عرض شود که بنده بعد از مدتی بس طولانی( بس در اینجا به معنای شامپو نیست) نظر خود را مبنی بر عدم برخورد کفشهایم با آسفالت خیابان تغییر داده کمی متحول شدم(جدی نگیرید!) فلذا به بیرون رفته، خود را یک شوت شده از خانه تصور نمودم.
شهر یه جورایی یه جوری شده. در و دیوار پر شده ار عکس های مردم .تا جایی که من یادم میاد بزرگترین عکسی که از آدم میخواستن 4*6 بود که نمیدونم اونا رو هم کی میخواست یعنی نمیدونم کدوم کلکسیون داریه که عکس همه اونهایی که بهشون الکی گفتن کار هست رو جمع میکنه!.باید فکرید که چی به چیه؟.از وضعیت دیوار ها میشه نتیجه گرفت که:
1.لوله اصلی عکاس خونه ترکیده
2.از مردم مفتی عکس میگیرن
3. احتمالا ملت احساس خوش تیپی کردن عکسشون رو میخوندن(یعنی با میخ زدن ،لغت جدیده....!) رو دیوار و همه شماره موبایل دادن تا ۱۱۸ کمی استراحت کنه.(دوست یابی به شیوه مدرن)
4.هر کس عکسش بزرگتر ، روغنی تر و با روتوش کمتر باشه احتمالا بهش جایزه میدن!
5.آها .....واسه زیبایی شهر ، شهرداری از مردم کمک خواسته گفته خوشگلش کنید.....(چراکسی نظر من رو نخواست؟)
6.احتمالا کاغذ ارزون شده بوده واسه همین اینجوری شده(کاغذ ها آنفولانزای درختی داشتن!)
7.باز هم اصراف.....یکی از بدترین ها....آقا جون سریش زیاد شده که زیاد شده چرا میمالی به در و دیوار(میگن به درد لای جرز میخوره احتمالا سریش هم یکی از همون هاست)
8. احتمالا مردم میخوان اسمشون رو تو کتاب گینس ثبت کنن(یک روزه شهر رو تبدیل به زباله دونی کردن.کاغذ!)9....................

تو این تفکرات بودم که یک عدد غول بیابونی سبز شد....سلام ،بفرمائید تو ،اینجا چرا ،بفرمائید ازتون پذیرایی میشه.......با اون فکش که احتمالا روغن کاریش کرده بود مدام داشت حرف میزد.پرسیدم اینجا کجاست؟ یعنی اینا کین؟
غول بیابونی فرمودن:خواهش میکنم.. بفرمائید...ایشون سرور ما هستن،جناب آقای فریدون پلنگ خان پور هرمز نشان اصل با حاشیه زرد قناری ملقب به........داشت بقیه اسمش رو میگفت که گفتم:خوب واسه چی اینجائید؟
و باز هم مثل یک رادیو کهنه قارو قور کنان گفت که بفرمائید تو... الان استاد سخنرانی میکنن...بفرمائید....!
حس بشر دوستی میگفت که باید رفت و ناشناخته ها رو به خاطر آیندگان کشف کرد.جزم را عزم کرده(عزم رو جزم کرده یا جزم رو عزم کرده مهم اینه که آخرش پینوکیو آدم شد یا اون رو هم چینی ها تقلبیش رو زده بودن؟) نفسی عمیق کشیده و به اشارت دست غول بیابانی  نظر افکنده قدم در راه نا آشنا میگذارم باشد که بشریت مرا به یاد داشته باشند(چی چی رو بشریت گرسنه ام بود.از داخل هم بوی خوردنی می اومد،یه من چه بشریت چرا افسرده شدن؟)خیلی ها اینجا جمع شدن...فضای آروم و در عین حال مرموزیه.سر هر میز بساط آنتی گرسنگی بر پاست.بازار معامله و خرید و فروش گرمه، گوشی های موبایل دست به دست می گرده تا تمامی حاضرین به مستندات علمی نگاهی بندازن(علمی !)عجیب اینجاست که صداهای خارج شده از گوشی  همه رو هیپنوتیزم میکنه! و کسی چشم از راز بقا برنمیداره.(صدا...!).روی دیوار بزرگ نوشته ستاد انتخاباتی استاد فریدون پلنگ خان............دارای شش مدرک دیپلم کار و دانش
دکترای افتخاری خرید و فروش و بازاریابی از جانب هیأت رئیسه مشاوران املاک محله
دارای تجارب فراوان در زمینه حل و فصل مشکلات خانوادگی (آتیش بیار معرکه !احتمالا.)
رئیس اسبق انجمن اولیا و مربیان مدرسه غیر انتفاعی پول و دانش
و.........................
حضار بلند شدند و به افتخار ورود استاد چند لحظه ای به خودشون ظلم کرده و کمی به شمکمشون زنگ تفریح دادن .استاد  در میان تشویق شدید طرفداران وارد شدن(من  منتظر شرفیابی خوردنی هایی که در میز های دیگه یافت میشه هستم) و به طرف تریبون رفتن...جمعیت سر از پا نمیشناسن و با شعار هایی مانند:امروز آناناس کو؟... نهار و شام بی نوشابه نمیخوایم نمیخوایم و ...... از استاد حمایت کردن (و من هنوز موندم تو این قاطی بازار چجوری به قولی که به شکمم دادم عمل کنم)جسوف(جو گرفتگی) فضا رو پر کرده استاد  بعد از ایراد پاره ای واجبات(چاکرم، مخلصم، ما بیشتر،و....) طی یک سخنرانی با شکوه قول دادند که در صورت انتخاب شدن و رسیدن به جایگاه شورای شهر:
1: ...........2: .......... ( در سطح جهانی بود..... بیخیال)
3:احداث فرودگاه بین المللی به میزان نیاز(فرمودن که من فقط میتونم 3 تا فرودگاه بزنم !)
4:بررسی میزان بیکاری در شهر و احداث حداقل20 کارخانه و نیروگاه های حرارتی جهت اشتغال
5:در اولین فرصت گیر دادن به این که چرا برای خود استان مستقل نیستیم؟
6:احداث بزرگترین مرکز تفریحی ورزشی در خاور میانه
7:افزایش حقوق باز نشستگان
8:رسیدگی به امور هنرمندان و نویسندگان
9:بررسی علل افزایش قیمت املاک و تقلیل 80درصدی آن
10:اهدای وام های 50 میلیون تومانی بدون بهره جهت همدردی با نیازمندان
11:جهت تسهیل در امر ازدواج جوانان خانه و ماشین به علاوه شغل مناسب  به آنها داده خواهد شد

12:توجه به ضرورت رسیدگی به وضعیت خیابان خواب ها و ریشکنی اعتیاد ۱۰۰٪

13:ایجاد زیر گذر های شونصد طبقه ای برای زیبا سازی شهر! و............!

و استاد کماکان داشت حرف میزد و حرف میزد...حداقل خوبی که داره اینه که کمتر کسی این روز ها گرسنه میخوابه  البته به جز من که بد موقع رسیدم.

در حالیکه با شکمی خالی به حرفهای استاد فکرمیکردم از سرزمین خوشبختی خارج شدم، تا حرفهای استاد من رو بد آموز نکنه .توی راه مدام دارم به این فکر میکنم که باید روی این که چرا جواب 2 ضربدر 2 میشه 4 فکر کرد!


پ ن:با اینکه هنوز سوخت موجود نیست ولی بعد از انتخابات با یک داستان کوتاه برمیگردم.


ادامه مطلب

لینک نوشته | نویسنده ناشناس ،ترجمه توسط کاوه در ساعت22:43

RSS

www.Delet.blogfa.com